• کانون خورشید
  • کتابخانه
  • مرکز
خانهآفریدگانزیست شناسی ‏ جامعه شناسی لانه ی مورچه (بخش نخست)
جامعه شناسی لانه ی مورچه (بخش نخست) پرينت گرفتن پست الكترونيكي
فهرست مقاله
جامعه شناسی لانه ی مورچه (بخش نخست)
جامعه شناسی مقایسه ای مورچگان و آدمیان
مشاهده همه صفحات
(حشرات اجتماعی از نگاه جامعه شناسی زیستی )



(1) پیش در آمد

(1-1) جهان جاندار، سیستمی پیچیده و بغرنج است كه در یك صورت بندی ساده، از سه عنصر پایه ی ماده، انرژی، و اطلاعات تشكیل یافته است. سیستمی كه اگر در سطوح خُرد نگریسته شود، در قالب روندهای بیوشیمیایی حاكم بر محلول آبی ِ ماكرومولكول های آلی نمود می یابد، و اگر در سطوح كلان بدان نگاه شود، پدیدارهای سیستمی هم افزایی مانند دوشاخه زایی، تغییر حالت، و شكست تقارن را در سازواره ها، كالبدها، و جمعیت های زیستی بازنمایی می كند. بر اساس نگرش سیستمی، كه در این نوشتارمورد پذیرش است، رخدادهای كل گرایانه ی موجود در سطوح كلان، به روندهای مربوط به سطوح پایین تر سلسله مراتب پیچیدگی ِ سیستم تحویل پذیر نیستند و در روابط بینابین عناصر سیستم، - و نه عناصر آن- ریشه دارند. به این ترتیب در هر لایه از پیچیدگی، رخدادهایی ویژه و عینی را شاهد هستیم كه با وجود مشاهده و تحلیل پذیر بودن شان، به سطوح زیرین تحویل پذیر نیستند .

سطوح گوناگون سلسله مراتب پیچیدگی در جهان جاندار توسط خوشه های گوناگون دانایی ِ ما تعریف پذیر و شناختنی می شوند. خود این خوشه های دانایی و سیستم های مفهومی كه برای توصیف این سطوح گوناگون ابداع شده اند، همگام با تكامل ابزارهای مشاهداتی ما و همبسته با پیدایش چارچوب های نوظهور صورت بندی دانش، شكل گرفته اند و از یكدیگر تفكیك شده اند. به بیان دیگر، آنچه كه به عنوان سطوح گوناگون پیچیدگی در یك سیستم زنده طرح شده است، علاوه برجنبه ی هستی شناختی ِ آشكارش -كه در نظریه ی سیستم های پیچیده و نظریه ی هم افزایی مورد ادعاست،- وجهی معرفت شناختی هم دارد و این رویه ی اخیر است كه وابسته به تكامل ابزارهای مشاهداتی و نظریات توضیح دهنده ی آنها تغییر شكل می یابد و روشن تر و شفاف تر می گردد. پس همان طوركه می توان از عینیت و واقعیتِ مفهومی مانند "شكست تقارن " و "پویایی اطلاعات " در ساخت های زیستی سخن گفت، می توان در مورد نقش ابزاری مانند میكروسكپ در تشخیص و رسمیت یافتن سطح جدیدی از سلسله مراتب پیچیدگی - مثل سطح یاخته شناختی- هم حرف زد. با توجه به ابزارهای كنونی و پایه ی امروزین ِ دانش ما در مورد جهان ِ زنده، می توانیم پدیدارهای مربوط به جانداران را در این سطوح گوناگون ِ سلسله مراتبی صورتبندی كنیم :

(مولكول----ماكرومولكول----یاخته----موجود پرسلولی----جمعیت زیستی-- جامعه ی زیستی)

مثالهایی از این سطوح را در سیستم آشنای پیكر خودمان به سادگی می توانیم تشخیص دهیم :

(اسید آمینه ----پروتئین ----نورون ----بدن انسان ----مردم گرد آمده در یك پارك ---- ملت)

ناگفته پیداست كه با پیچیده تر شدن سیستم و كمتر شدن درجه ی بزرگنمایی ابزارهای مشاهداتی ما، حجم اطلاعات انباشته شده در مجموعه ی عناصر سیستم افزایش می یابد، و نمود شاخصهای منسوب سیستم، -مثل تخصص یافتگی، تنوع رفتاری و...- یا سطح تكاملی ِ(درجه ی پیچیدگی سیستم) بیشتر می شود.

(2-1) هدف این نوشتار، پرداختن به پله ی آخرِ این نردبان پیچیدگی است . جامعه ی مورچگان به عنوان نمونه ای از پیچیده ترین جوامع زیستی شناخته شده، مورد بررسی قرار خواهد گرفت و برخی ازویژگیهای كاركردی و ساختاری آن در مقایسه با جوامع انسانی تحلیل خواهد شد. رویكرد مورد نظرنگارنده، از تركیب دیدگاه جامعه شناسی زیستی و نظریه ی سیستم های پیچیده (هم افزایی) حاصل شده است و گهگاه از مفاهیم و راهكارهای مورد استفاده از نظریه ی منشها - كه رویكرد خاص نگارنده برای تحلیل پویایی اطلاعات در جوامع زیستی است - نیز استفاده شده است . آشنایی با مفاهیم پایه ی مطرح در این دو شاخه پیش فرض گرفته شده اند، و با این وجود تلاش شده تا حد امكان مفاهیم با كلیدواژگان نسخه ی تحویل گرای زبان علمی -كه قدیمی تر، در بسیاری از موارد نارساتر، و متاِسفانه در كشور ما رایجتر است،- نیز بیان پذیر باشند. خوانندگانی كه با این مفاهیم آشنایی ندارند، می توانند به متون معرفی شده در انتهای نوشتار مراجعه كنند.
(2) ریخت شناسی جوامع جانوری

(1-2) تعریف : هر تجمعی از جانداران هم گونه كه در یك بوم ِ مشترك زندگی كنند و روابط بینابینی شان بر شایستگی زیستی ِ نهایی شان اثر گذارد، یك جمعیت را پدید می آورند. (با توجه به غنا و پیچیدگی مقایسه ناپذیر موجود در جمعیتهای جانوری، از این پس بحث را تنها در مورد این نوع جمعیت /جامعه /گروهها ادامه می دهیم) ساده ترین شكل جمعیت، دسته است، كه از مجموعه ای از افرادِ هم گونه كه جذب منابعی مشترك شده اند، تشكیل می شود. گروهی از سوسری ها كه در آشپزخانه ای دور مواد غذایی جمع می شوند، یا پرندگانی كه در اطراف آبگیری به تغذیه مشغولند، به این سطح ِ پیچیدگی وابسته اند.
اگر ارتباطات بین موجودات یك جمعیت آنقدر از نظر اطلاعاتی و كاركرد زیستی غنی شود كه به پیدایش نوعی همكاری در میانشان منتهی شود، آن مجموعه از جانوران را شبه اجتماعی (Parasocial) می نامند. جانوران شبه اجتماعی در یك منطقه و در ارتباط نزدیك با یكدیگر زندگی می كنند و همراهی شان با جمع كاركردهایی مانند گردآوری و استفاده از منابع، دفاع در برابر دشمنان و تولیدمثل و پرورش فرزند را تسهیل می كند. یك گله ی گاومیش آفریقایی و یك گله كفتار نمونه هایی از جانوران شبه اجتماعی هستند.
اگر این ارتباطات و كاركرد زیستی به قدری اهمیت یابد كه گروهی از اعضای گروه به نفع دیگران خدمت كنند و از تولیدمثل -كه هدف نهایی هر جاندار، از دیدگاه تكاملی است - چشم پوشی كنند، آنگاه ما با یك گونه ی نیمه اجتماعی (Semisocial) روبرو هستیم . برخی از زنبوران زیر راسته ی Apocrita چنین ویژگی ای را دارند. یعنی گروهی از ماده های -معمولاِ- خویشاوند كه در یك جا لانه سازی می كنند، بین خود به شكلی تقسیم كار می كنند كه گروهی به تخم گذاری و گروهی دیگر برای انجام كارهای لانه و پیداكردن غذا می پردازند و خود تخم گذاری نمی كنند.
اگر این شیوه ی تقسیم كار به شكلی افراطی بینجامد، جوامع حقیقی پدیدار می شوند. موجوداتی را اجتماعی حقیقی (Eusocial) می گویند كه در جوامعشان سه شرط برآورده شود:
نخست این كه تمام اعضای جامعه به جز یك یا تعداد معدودی از جفتگیری و تولیدمثل چشم پوشی كنند. دوم این كه طول عمر افراد به قدری باشد كه دست كم یكی از والدین بیشتر عمر خود را در همراهی با فرزندانش بگذراند، یعنی نسلها بر هم افتادگی داشته باشند. و سوم این كه تقسیم كار در میان اعضای جامعه به پیدایش طبقات اجتماعی تخصص یافته كه كاركردهایی تمایز یافته و تفكیك شده را بر عهده گیرند، انجامیده باشد.
تقریباِ تمام جانوران دارای جوامع حقیقی، از رده ی حشرات هستند و به دلیل نقض یكی از بنیادی ترین اصول تكامل داروینی - تنازع برای بقا- همواره برای زیست شناسان بحث انگیز و مشكل ساز بوده اند. امروز ما می دانیم كه رفتار ایثارگرانه ی جانورانی كه در این چارچوب از جفتگیری ومنتقل كردن ژنومشان چشم پوشی می كنند، با كمك معادلات هامیلتونی توجیه پذیر است .
حشراتی كه به بهای كمك كردن به ملكه شان از تخمگذاری خودداری می كنند، در واقع افرادی هستند كه به تنهایی شانس زیادی برای انتقال ژنومشان ندارند، و با رفتار ایثارگران شان در واقع مشغول یاری رساندن به خویشاوندشان (معمولاِ مادرشان ) هستند تا ژنومی بسیار شبیه به ژنوم خودشان را با بازدهی بسیار بیشترو بهره وری ای بسیار بالاتر به نسل بعد منتقل كند. پس هدف نهایی تكامل كه انتقال ژنوم است به این شكل ِ غریب برآورده می شود، و بر قواعد حاكم بر تكامل سیستم های زنده خدشه ای وارد نمی شود.

(2-2) توزیع جوامع در شاخه های مختلف جانوری، به هیچ عنوان همگن نیست . به عبارت دیگر، جانوران دارای زندگی اجتماعی حقیقی -كه موضوع اصلی بحث ما هستند- همگی درخوشه هایی به هم فشرده و خویشاوند از حشرات گرد آمده اند و متراكم شده اند. تقریباِ تمام جانوران اجتماعی حقیقی، به یكی از دو راسته ی جوربالان (موریانگان =Isoptera) و نازك بالان (Hymenoptera = زنبوران ) تعلق دارند. تنها استثناهای موجود به یك گونه از حشرات راسته ی هم بالانHomoptera ) که شته ها و زنجره ها را در بر می گیرد) و احتمالاِ یك گونه از پستانداران، یعنی موش كور برهنه مربوط می شود.
راسته ی جوربالان، هفت خانواده و200 جنس و حدود1800گونه از موریانگان را شامل می شود. تمام موریانگان زندگی اجتماعی حقیقی دارند و از نظر رده بندی و خویشاوندی به سوسك خانگی و سوسری شباهت زیادی دارند و بر خلاف نامشان، هیچ ارتباط دودمانی با مورچگان ندارند. جوامع موریانگان در حدود صد میلیون سال پیش به شكل نهایی كنونی خود رسید و به این ترتیب این موجودات كهنترین جوامع حقیقی را بر زمین بنیاد گذارده اند. كلنی موریانگان هر دو جنس نر و ماده را در بر می گیرد و دوره های فعالیت و چرخه های كاركردی آن شباهت زیادی با مورچگان دارد. با وجود كهنسال بودن جوامع موریانه ای، بزرگترین تراكم از گونه های دارای زندگی اجتماعی حقیقی رادر راسته ی نازك بالان می بینیم . این راسته، كه سومین راسته ی بزرگ جانوری است و در حدود صد هزار گونه را در بر گرفته، دارای دو خانواده ی بزرگ Formicidae و Apidae است . خانواده ی نخست زنبوران شهدسازی مثل زنبور عسل را در بر می گیرند و خانواده ی دوم تمام مورچگان را شامل می شود. تمام وابستگان به این دو خانواده زندگی اجتماعی حقیقی دارند و تفاوت اصلی شان در توانایی پرواز زنبوران و بی بال بودن و زندگی زمینی مورچگان است .
سایر وابستگان به راسته ی نازك بالان، سایر اشكال زندگی گروهی را نیز به نمایش می گذارند، و به همین دلیل هم رفتارشناسی این راسته برای بازشناسی روندهای تكاملی حاكم بر پیدایش جوامع حقیقی اهمیت فراوانی دارد. در برخی از زنبوران، زندگی نیمه اجتماعی یا شبه اجتماعی را می بینیم و با توجه به توزیع این شیوه های گوناگون زندگی بر شاخه ها و سطوح گوناگون رده بندی، می توانیم روند شكل گیری جوامع حقیقی را بازسازی كنیم . به كمك همین شواهد بوده است كه نظریات هامیلتونی در مورد شكل خاص تعیین جنسیت در نازك بالان، توانست معمای رفتار ایثارگرانه ی افراطی حشرات اجتماعی را حل كند. در نازك بالان، تعیین جنسیت به وسیله ی تعداد كروموزوم (پلوئیدیسم ) انجام می شود. به این معنی كه نرها هاپلوئید (n-كروموزومی ) و ماده ها دیپلوئید (n2-كروموزومی ) هستند.
به عبارت دیگر، نرها در نازك بالان بیشتر حالت انگلی و حاشیه ای داشته و كاركرد اصلی شان بارور كردن ماده هاست . به همین دلیل هم هست كه معمولاِ در جوامع حقیقی این حشرات، جز در فصل جفتگیری و برای مدتی اندك جنس نر دیده نمی شود. این پدیده در مورچگان، كه كاملترین جوامع زنبوری را تشكیل می دهند، به شكلی افراطی تر دیده می شود.
عجیبترین، متنوعترین، و پیچیده ترین شكل رفتار اجتماعی حقیقی را در مورچگان می توان یافت. این موجودات، احتمالاِ بیست هزار گونه دارند، كه 8800 گونه ی آن شناسایی شده است. این انبوه گونه ها در دوازده زیرخانواده و چندین قبیله مرتب شده اند، و تقریباِ در تمام بومهای فعال زمین -به جز قطبها- یافت می شوند. کافی است به یاد بیاوریم كه كل راسته ی پستانداران چهار هزار گونه دارد، تا به تنوع چشمگیر این موجودات آگاه شویم. برای ادامه ی بحث، بر همین خانواده ی مورچگان متمركز خواهیم شد و بحث تخصصی زیست شناختی در مورد رفتارشناسی حشرات اجتماعی را تا حد یك چكیده ی كوتاه كاهش خواهیم داد تا مقایسه ی جامعه شناختی بین این موجودات و انسان ممكن شود.

(3-2) ساختار جوامع مورچگان : كلنی مورچگان به طور عمده از ماده هایی تشكیل شده است كه به همراه مادرشان زندگی می كنند. این كلنی ها، معمولاِ توسط یك یا چند ماده ی بارور كه بعدها به ملكه تبدیل می شوند، بنیانگذاری می گردند. ماده ی بارور، پس از پرواز عروسی و جفتگیری با چند نر، بر روی زمین می نشینند و با بریدن بال خود، به تنهایی یا به همراه تعداد كمی از ماده های هم گونه ومعمولاِ خویشاوندشان، حفره ای در زمین ایجاد می كنند. این حفره به زودی به حجره ی كوچكی تبدیل می شود كه ماده (ها) در آن ساكن می شوند و اولین سری تخمهای خود را می گذارند. این تخمهای اولیه معمولاِ توسط خود ماده خورده می شوند تا نیروی لازم برای پرستاری از فرزندان بعدی برایشان فراهم شود. سری بعدی تخمگذاری، به پیدایش كارگرانی كوچك و همه كاره و ترسو منتهی می شود كه عمری كوتاه دارند و برای ملكه (ها) غذا گردآوری می كنند. این كارگران كوچك به زودی می میرند و جای خود را به كارگران نسل دوم می دهند كه تعدادی بیشتر و اندازه ای بزرگتر دارند. این كارگرها كلنی را توسعه داده، از تخمهای ملكه مراقبت می كنند، و دفاع و تغذیه از وابستگان به كلنی و به ویژه ملكه را بر عهده می گیرند. در این مرحله اگر چند ماده در كلنی بارور باشند، معمولاِ جنگی در می گیرد و فرزندان ملكه ی بارورتر -كه تعدادشان بیشتر است - سایر ملكه ها را می كشند و رقابت ملكه ها بر سر تخمگذاری را خاتمه می دهند.
كارگران به تدریج تعدادی بیشتر پیدا می كنند و بسته به گونه و محیط زیست خود، كارهای تخصصی گوناگونی را بر عهده می گیرند. ناگفته پیداست كه تمام كارگران ماده هستند، و بسته به تغذیه و نیاز كلنی، درجات مختلفی از رشد را نشان می دهند و به این ترتیب می توانند زیر اثر عاملی به نام Allometry -یعنی سرعت رشد ناهمگن در اندامهای مختلف - اشكال و اندازه های متفاوتی به خود بگیرند. وقتی كلنی به اندازه ی كافی رشد كرد و تعداد كارگران و حجم منابع پایه ی آن از آستانه ی خاصی گذشت، كاركرد جدیدی در كلنی پدیدار می شود و آن عبارت است از تولید مثل كلنی . این عمل به چند شكل انجام می شود. ساده ترین راه، تولید نرها و ماده های باروری است كه پس از پرواز جفتگیری كنند و ملكه های بارور چرخه را از سر بگیرند. راه دیگر، پیدایش ملكه هایی جدید در داخل كلنی است كه می توانند به همراه گروهی از نرها و كارگران هجرت كنند و لانه ی جدیدی را احداث كنند. این چرخه ی بسیار ساده شده ی زندگی در یك كلنی بود. در بخش بعد، هنگامی كه مشغول مقایسه ی كاركردهای یاد شده با روندهای رایج در جوامع انسانی می شویم، در مورد این رفتارها هم توضیح بیشتری خواهیم داد.

(3)



نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
Fanafzar