• کانون خورشید
  • کتابخانه
  • مرکز
خانهوب نویسsherwin ‏ و باز هم خليج فارس...
2008.08.11 12:44:29
sherwin

شنيدم كه دوست گرامي و استاد ارجمند آقاي دكتر پرويز رجبي در همايشي اظهار داشته بود كه نبايد از تغيير نام خليج پارس به خليج عربي بر آشفت، چرا كه نامها مهم نيست، و مثالي زده بود كه مادرشان كبري نام داشته­اند، اما همواره او را در خانه مادر صدا مي­زده­اند و اين كه نام ايشان به واقع چه بوده، اهميتي در ارج و ارزش وي و عشق و علاقه­اي كه در فرزندانش بر مي­انگيخته نداشته است. دكتر رجبي گرامي بي­ترديد اين مثال را براي آن زده بود كه از عيبهاي تعصب و جدال بيهوده بر سر نامها پرهيز كرده باشد، و بلندنظري خود را در مورد تغيير يك نام ملي و تاريخي نشان دهد.

دوستان ديگري كه در مورد نام خليج فارس غيرت بيشتري داشتند و شايد از سياست هويت تراشي عربها بيشتر آگاه بودند، در وب نوشتها و سخنراني­هاي گوناگون بر ايشان تاختند و اين بيان را نا به جا و ناپخته و به دور از شور ملت خواهي برآورد كردند. من از آنجا كه استاد رجبي عزيز را مي­شناسم و در عشق ايشان به وطن شكي ندارم، ترجيح مي­دهم ميانه را بگيرم و اين حرف را تنها نوعي زياده روي در تعصب گريزي بدانم، و نه كوتاهي در وطن­دوستي. با اين وجود، بعد از درز خبرِ تخريب كتيبه­ي خارك، شايسته مي­دانم از استاد گرامي بپرسم، به راستي اگر كلثوم نامي از همسايگانتان، به سوداي دست انداختن به ماترك مادرتان، نامش را از سر در خانه­تان مي­زدود و براي بند كردن خود به تبار او، مادرتان را ام كلثوم مي­ناميد، باز هم اعتراضي نمي­كرديد؟

استاد گرامي، گاه بايد در خانه مادران را به سادگي مادر صدا زد، و بيرون از خانه و در كوچه و خيابان، نگذاشت ايشان را به نامي دروغين بنامند...



  
 

پاسخ دادن به نوشته
نام کاربری:

E-mail:

  Enter text shown in left:
 



Fanafzar