 |
 |
 |
|
ديشب فيلم هيدالگو (Hidalgo) را ميديدم. با مضموني كه علاقمندان به سواركاري را ارضا ميكرد، و سرمايهگذاراني كه بيترديد عرب بودهاند. چون فيلم در واقع شرح يك مسابقهي سواركاري بود با قهرماني كابوي – نسخهي تلطيف شده و سرخپوستيزهاي از جان وين- كه حوادثش در اواخر قرن نوزدهم در عربستان رخ ميداد. فيلم انباشته از شيوخ عربي بود كه در آن دوره و زمانه در خيمههاي هزار و يك شبيشان كتابهاي وزين – معمولا به زبان انگليسي- ميخواندند و هم خودشان و هم پسرعموها و خدمه و نوكر و كلفتها و دخترانشان انگليسي حرف ميزدند. صحنههايش براي كساني كه اسب را و صحرا را دوست دارند، زيبا بود. چقدر خوب ساخته بودند اين فيلم مزخرف را!
|
|
 |
 |
 |
|