بخش دوم: زمینهی ساختاری
گفتار دوم: جایگاه زنان
نهم: منع همجنسگرایی
همجنسگرایی در ایرانزمین به شدت نکوهیده شمرده میشده و آن را همتای ترکیبی از بیماری و گناه میدانستهاند. در میان تمدنهای جهان باستان تنها ایران است که موضعی چنین سختگیرانه دربارهی همجنسگرایی دارد. یعنی یونان ـ روم و چین ـ ژاپن باستان در این زمینه بسیار روادار و سهلانگار بودهاند. سختیگری متعصبانه در این زمینه، که بعدتر در قلمرو اروپای مسیحی رواج یافت، نیز از راه ادیان ایرانی مانند مهرپرستی و مسیحیت و مانویت به قلمرو روم وارد شده و خاستگاهی بومی نداشته است.
چنین مینماید که لذت جنسی و کامجویی تا جایی روا دانسته میشده که با نظم طبیعی جهان یا قانون اشه سازگار باشد و این امتدادی سرراست از جفتگیری جانوران نر و ماده قلمداد میشده است، که تعبیری درست و پذیرفتنی نیز هست. آمیزش همجنسگرایانه علاوه بر گناهآمیز بودن، جرم هم قلمداد میشد و چند عبارت حقوقی روشن دربارهاش وجود داشت. یکی «کونمرزی» (آمیزش از پشت) بود و دیگری «وَرَن ای اَبارون» (شهوت وارونه) و «اَبارون مَرزیشْنیهْ» (آمیزش وارونه). همچنین برای فرد مفعول و فاعل در لواط دو کلمهی «ویفْتَگ» و «ویفْتینَگ» استفاده میکردهاند.
در منابع زرتشتی اهریمن لواطکار دانسته شده و چنین آمده که در برابر شیوهی طبیعی جفتگیری، که جاندارانِ نیک را پدید میآورد، اهریمن با این شیوه موجودات پلید و خرفسترها را میزاید.[1] در «ارداویرافنامه» هم میخوانیم که مرتکبان این کار در دوزخ با مجازاتی هولناک روبهرو میشوند و ماری از مخرجشان وارد و از دهانشان خارج میشود.[2] چنین مینماید که نخستین نشانههای رواج این نوع رفتار در عصر پیروز و همزمان با مستقر شدن هپتالیها در ایران شرقی نمود یافته باشد. طبری در تاریخ خود مینویسد که هپتالیها «روش قوم لوط داشتند و پیروز روا نداشت آن دیار (تخارستان) را به دست آنها وا گذارد»[3]. یعنی از دید طبری، جنگ پیروز و هپتالیهایی که پیشتر متحدش بودند دلیلی دینی داشته و به اخلاقِ جنسی ایشان مربوط میشده است.
ادامه مطلب: بخش دوم: زمینهی ساختاری – گفتار دوم: جایگاه زنان – دهم: ازدواج با محارم