بخش دوم: موجودات آشنای بیگانه – حرف چ
چاپلا
موجوداتی كوتاه قد و فربه هستند که سری پهن و خرطومدار و دستانی عضلانی و بزرگ دارند. عمری به نسبت طولانی دارند و در یادگیری زبانهای گوناگون استعدادی دارند. ولی زیاد باهوش نیستند و همیشه زیر فرمان موجودات دیگری قرار دارند که به هشتپا شبیهاند و بسیار ظالمانه و سختگیرانه با ایشان برخورد میکنند. شیوهی حرف زدن این نژاد بسیار متظاهرانه و مودبانه است و به همین دلیل به عنوان مستخدمهایى آدابدان در دنیاهای مختلف به خدمت درباریان و اشراف در میآیند.
تا مدتها گمان میشد آن موجودات اختاپوسی که طبقهی اشراف و اربابان چاپلاها هستند، نژادی متفاوت و پیروزمندند که بر این جانداران سیطره یافتهاند. اما زیستشناسان بعدتر کشف کردند که چاپلاها در واقع شکل لاروی همین اربابان محسوب میشوند. هرچند شکل ظاهریشان بسیار با هم متفاوت است. چاپلاها برای دستیابی به بلوغ درد و رنج زیادی را تحمل میکنند و اربابان بالغشان زجر و شکنجهی زیادی را به ایشان تحمیل میکنند تا اجازهی ورود به مرحلهی دگردیسی را به دست بیاورند. آنگاه چاپلای نابالغ در شفیرهای با پوستهی استخوانی خود را مهر و موم میکنند و در آنجا کل بدناش تجزیه میشود و فرو میپاشد و فقط دستگاه عصبی در آن میانه باقی میماند. بعد دستگاه عصبیشان بدنی نو را از سوپ مغذی اطرافش پدید میآورد و این بار در قالب موجودی شبیه به هشتپا از شفیره بیرون میآید.
حالت بالغ این موجودات ممکن است ابعادی غولآسا پیدا کند. دهها بازوى تنومند و دراز و سربی رنگ بر بدن این اختاپوسهای فضایی میروید که سطح زیرین همهشان از زایدههایى متحرك و حساس پوشیده شده است. بر سر متورمشان سه ردیف چشم سادهى سیاهرنگ جای میگیرد و به خصوص با تغییر لکههای رنگی روی پوستشان و حرکت دادن بازوهایشان با دیگران ارتباط برقرار میکنند. چاپلاهای بالغ موجوداتی بسیار هوشمند و مدیرانی لایق و در ضمن سختگیر و بیرحم هستند و ادارهی کل جامعهی چاپلا بر عهدهی ایشان است.
مشهورترین روایتی که دربارهی زندگی این موجودات در دست داریم، خودزندگینامهی مشهوری است که یک چاپلای بالغ نوشته و در آن خاطرات دردناک دوران نابالغ بودناش را شرح داده است. این متن از آن رو اهمیت دارد که چاپلاها در زمان دگردیسی بخش عمدهی خاطرات و محتوای حافظهشان را از دست میدهند و بنابراین در این متن با موردی استثنایی سر و کار داریم که چنین روندی درست طی نشده است. جامعهشناسان معتقدند دلیل پاک شدن حافظهی این موجودات در زمان دگردیسی آن است که بعد از بلوغ اربابان قدیمی شکنجهگر خود را نشناسند و در صدد انتقامجویی بر نیایند. امری که دربارهی نویسندهی این خودزندگینامه مصداق پیدا کرد و او را به مشهورترین قاتل سریالی در تاریخ چاپلاها بدل ساخت.
ریشه: نام این نژاد از کلمهی پارسی «چاپلوس» گرفته شده و به رفتار لاروهایشان اشاره دارد.


ادامه مطلب: بخش دوم: موجودات آشنای بیگانه – حرف ح
رفتن به: صفحات نخست و فهرست کتاب