دوشنبه , اسفند 11 1404

پیش درآمد

پیش‌درآمد

گاندی را همه‌ي ما دوست داریم. تا حدودی به خاطر مخالفت پنهان و به حقی که ایرانیان با استعمار انگلیس دارند، و نقشی که گاندی در مبارزه با ایشان ایفا کرد، و تا حدی برای این که آرامش و صلحجو بودن‌اش را و حتا شکل ظاهری‌اش را می‌پسندیم. گاندی در نگاه اول به یکی از قدیسان جهان باستان شباهت دارد که با همان لباس از صفحه‌های قدیمی تاریخ بیرون پریده باشد. در قرن بیستم، گاندی رهبر یکی از بزرگترین ملتهای دنیا برای دستیابی به استقلال بود، و اغراق نیست اگر بگوییم کشورِ مدرن هند تا حدود زیادی آفریده‌ی اوست.

اما من بیش از آن که پیروزمندی‌اش در برابر استعمار پیر انگلیس، یا ظاهرِ قدیس‌مآبانه‌اش را در نظر داشته باشم، شیوه‌ی برخوردش با سیاست را و درایتی که برای پرهیز از خونریزی داشت را بزرگ می‌دارم. با این وجود، درباره‌ی گاندی هم مانند هرکس دیگری، بر این باورم که باید مبانی نظری و پیامدهای عملی آرای وی نقد شوند، تا ستایشی و پذیرشی که هست از صافی عقل و خرد بگذرد و با افزوده‌هایی ناخودآگاه و افسانه‌آمیز آغشته نشده باشد.

آنچه که از ابتدای کار در سلوک گاندی به نظرم بحث‌برانگیز می‌رسید، تاکید افراطی‌ او بر عدم خشونت است. چنین تاکیدی در سالهای اخیر در میان فعالان مدنی ایران نیز باب شده بود و در شرایطی که یکی از طرفهای درگیر در کشمکشی سیاسی به خشونتهای بی‌سابقه‌ای دست می‌یازید، راهبرد عدم خشونت داروی درد مردم پنداشته می‌شد. بنا به تجربه‌ی تاریخی کشورهایی مانند شوروی و چین، این نکته محل پرسش است که کارآیی و کامیابیِ این راهبرد در موقعیتهایی که نظام سیاسی خشن و سرکوبگری حاکم باشد، چقدر است. این پرسش را می‌توان به گذشته هم تعمیم داد و مثلا پرسید راهبرد عدم خشونت در جریان حمله‌ی مغول به ایران چقدر کاربرد می‌داشته است؟ پرسش دیگری که باید درباره‌ی رویکرد گاندی به مفهوم خشونت طرح شود، زیربنای فلسفی و بستر اخلاقی‌ایست که بر مبنای آن قاعده‌ی عدم خشونت استنتاج شده و قوام یافته است. این نوشتار رساله‌ی کوتاهی است که گاندی را با نگاهی نقادانه می‌نگرد، و سودمندیِ راهبردهای ابداع شده توسط وی را در زمانه‌ی ما و برای ما، مورد پرسش قرار می‌دهد.

 

 

ادامه مطلب: پرسشهای کلیدی

رفتن به: صفحات نخست و فهرست کتاب