سال ۱۲۷۹
نقشهی دولتها و قلمرو نفوذ امپراتوریهای اروپایی در سال ۱۲۷۹ (۱۹۰۰.م)
بهار سال ۱۲۷۹ با چرخشی در بافت درباریان ایران همزمان بود. به شکلی که برخی از دولتمردان استخواندار قدیمی به حاشیه رفتند و کسانی که به مظفرالدین شاه نزدیکتر بودند جای ایشان را گرفتند. این جریان تا حدودی هم به چرخش نسلها و سالخورده شدن مقامهای بلندمرتبهی عصر ناصری مربوط میشد. در اواخر سال ۱۲۷۸ حسنعلی خان امیرنظام گروسی که به تازگی والی کرمان شده بود، در هشتاد سالگی در این شهر درگذشت و در فروردین ۱۲۷۹ حسامالملک به جای او حکومت کرمان را گرفت و همزمان مؤیدالدوله نیز حاکم فارس شد و حکومت آذربایجان به حسینقلی خان نظامالسلطنه واگذار شد. چند هفته بعد در اردیبهشت (محرم ۱۳۱۸ق) هم حاجی رستم خان آصفالملک به خاطر ورم کلیه در تهران درگذشت و غلامرضا خان آصفالدوله جانشیناش شد.
در همین سال میرزا محسن خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه که پیر و بیمار بود برای درمان به اروپا رفت و در غیاب او میرزا نصرالله خان مشیرالملک کفیل وزارت امورخارجه شد و کمی بعد که وزیر در اروپا درگذشت، لقب مشیرالدوله گرفت و به جای او به کار پرداخت. میرزا اسدالله خان ناظم الدوله به ریاست اداره مجلس دارالشورای کبری رسید و غلامحسین خان وزیر مخصوص (غفاری) به وزارت عدلیه برکشیده شد.
حسینقلی خان نظامالسلطنه
مظفرالدین شاه و سید بحرینی
حسنعلی خان امیرنظام گروسی
مظفرالدین شاه همزمان با این انتصابها میرزا محمود خان بروجردی حکیم الملک را به وزارت دربار برگزید و روز ۲۳ فروردین همراه با او و گروهی دیگر از نزدیکانش به سفر فرنگ رفت. در میان همراهانش میتوان از میرزا علی اصغر خان اتابک، حسین پاشاخان امیربهادر کشیکچی باشی، سید حسین بحرینی پسر سید بحرینی موثق الملک، ابوالحسن خان فخرالملک نام برد. او به هنگام بازگشت کمالالملک را نیز به همراه خود به کشور بازآورد تا تدریس نقاشی به سبک جدید را در ایران آغاز کند. هرچند خیلی زود میانهی شاه و استاد نقاشی به هم خورد.
این سال در ضمن چند نقل و انتقال دیگر را هم شاهد بوده که اغلب بارآور بودهاند. ملکالشعرای بهار نوجوان در این سال در مشهد به محضر میرزا عبدالجواد اديب نيشابوري پیوست، مهدی ملکزاده پسر ملکالمتکلمین همزمان به بیروت سفر کرد و بعد برای دنبال كردن تحصیل در رشتهی پزشکی به پاریس رفت، شاهومیان به روسیه رفت و به حزب سوسیال دموکراتها پیوست، و سید حسین طباطبایی بروجردی که در این هنگام بیست و پنج سال داشت برای تحصیل علوم دینی به نجف سفر کرد و بعدتر به آیتالله بروجردی تبدیل شد که مرجع کل شیعیان بود.
مظفرالدینشاه و همراهانش در سفر فرنگ
محمود خان حکیمالملک
همزمان با این چرخش نسلها و جایگزین شدن پیرها با جوانترها، زمینه برای چرخش مشابه در نسلهای بعد هم فراهم میآمد و نشانهی این امر زاده شدن نامداران نسل بعدی بود. در همان روزی که مظفرالدین شاه سفر فرنگ خود را شروع کرد (۲۳ فروردین) آرشاویر شیراگیان نویسندهی ارمنی در استانبول زاده شد، و او همان کسی بود که بعدها در اروپا دو عامل اصلی نسلکشی ارمنیها (سعید حلیم پاشا و جمال اعظمی) را به انتقام خون مردماش کشت. جالب آن که همکار و همدست او در اجرای این حکم آرام یرگانیان نیز یک ماه و نیم بعد از او در روز هشتم خرداد در ارزروم زاده شد. یرگانیان در دوران جنگ جهانی اول حاکم ایالت ترابوزان عثمانی بود که در آن دوران هنوز سرزمینی ارمنینشین بود و هنوز کشتار ترکان جوان در آن سامان بیخ پیدا نکرده بود. در فاصلهی زاده شدن این دو شخصیت ارمنی، یک واقعهی مربوط رخ داد و آن در روز هشتم اردیبهشت ۱۲۷۹ بود که سرداری ارمنی به نام دْرو با شماری کم از سربازان دلیرش در جنگ باشباران حملهی ارتش بزرگ عثمانی را پس زد و نگذاشت وارد قلمرو ارمنستان شوند.
ترکیب جمعیتی اقوام در قفقاز سال ۱۹۰۰.م
درو
در این بین زاد و ولد نامداران همچنان ادامه داشت. دو روز بعد از شیراگیان، در ۲۵ فروردین محمد حجازی در تهران زاده شد که بعدها به داستاننویس و روزنامهنگار مشهوری بدل شد. در میان اروپاییان جالب است که نامداران زادهی این روزها اغلب آلمانی هستند. در ۴ فروردین همین سال اریش فروم به دنیا آمد و کمی بعد (۶ اردیبهشت) ولفگانگ پائولی فیزیکدان نامدار زاده شد و در ۲۷ خرداد هم مارتین بورمان متولد شد که بعدها به یکی از شخصیتهای کلیدی دولت نازی بدل شد.
ترور مظفرالدین شاه در پاریس
گفتیم که اولین سفر مظفرالدین شاه به فرنگ همزمان شد با برگزیدن حکیمالملک به وزارت دربار و همراه شدناش با وی در این سفر، و این تقارن در عمل جان شاه را نجات داد. چون در پاریس یک جوان آنارشیست قصد ترور شاه را داشت که با چالاکی و مداخلهی زورمندانهی حکیمالملک نتوانست به هدف خود برسد و خلع سلاح شد. اهمیت نقش حکیمالملک در مهار ترور شاهان از اینجا روشن میشود که کمی بعدتر و زمانی که شاه ایران هنوز در اروپا بود (۷ امرداد ۱۲۷۹)، یکی از همین آنارشیستها به اسم گایتانو برچی عمل مشابهی را تکرار کرد و اومبرتوی اول شاه ایتالیا را ترور کرد، و چون این بار حکیمالملکی در کار نبود، موفق شد و شاه ایتالیا به قتل رسید! در کل این دوران فصل مساعدی برای ترور تاجداران بود. چنان که در ۱۵ اسفند همین سال ویلهلم دوم را هم در برِمِن ترور کردند، هرچند او هم جان به در برد.
آرشاویر شیراگیان
برادران لومیر
اومبرتوی اول
جالب آن که مظفرالدین شاه در این سفر از همه جای اروپا گذشت جز یونان، که داشت کم کم از بافت نظریههای تاریخی و اسطوره خارج میشد و به عنوان بخشی از جغرافیای اروپا تثبیت میشد و پس از جدایی از عثمانی پیوندی واقعی و زمینی با سایر کشورهای اروپایی پیدا میکرد. یک هفته پیش از آن که شاه ایران سفرش را آغاز کند، در ۱۶ فروردین بقایای شهر کنوسوس در کرت کشف شد و این تحولی بود که به شکلگیری باستانشناسی و استقرار اهمیت یونان باستان در اندیشهی متفکران اروپایی دامن زد.

خاکبرداری شهر باستانی کنوسوس توسط سر آرتور اوانز انگلیسی
مظفرالدین شاه در روسیه
مظفرالدین شاه در این سفر پرماجرا که نزدیک به هفتماه به درازا کشید، از کشورهای اتریش، آلمان، روسیه، سوئیس، بلژیک، فرانسه و ایتالیا دیدار کرد و در این جای اخیر با میرزا ملکم خان هم گفتگویی داشت و نشان افتخاری هم به پسر او (فریدون) اعطا کرد. بعد از بازگشت هم به اتابک که در سفر خدمتهای زیادی کرده بود، لقب امینالسلطان را داد. در جریان سفر مظفرالدین شاه رخدادهای جالب توجه فراوان واقع شد. روز سه شنبه ۲۲ خرداد (۱۴ صفر ۱۳۱۸ق) شاه که در آلمان سوار بر قطاری بود، وقتی قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک گشت، به شدت دچار وحشت شد که تا حدودی مایهی آبروریزی کرد. درست یک هفته بعد در ۲۹ خرداد مظفرالدین شاه به کنترکسویل رسیده بود و آنجا بر ترازویی رفت و معلوم شد که شاه ایران هشتاد کیلو وزن دارد.

در همین کنترکسویل بود که شاه با اصرار میرزا ابراهیم خان عکاسباشی یک دستگاه فیلمبرداری برای او خرید و هم او در روز ۲۵ امرداد هم وقتی هیأت ایرانی در کوستاند حضور داشت، از کارناوالی فیلم گرفت که این اولین فیلم برداشته شده توسط ایرانیان محسوب میشود و تنها پنج سال بعد از اختراع دوربین فیلمبرداری توسط برادران لومیر پدید آمده است. مظفرالدین شاه در راه بازگشت به ایران در باکو سه روزی ماند و مردم آران و قفقاز که هنوز برکنده شدنشان از پیکر ایران به دست روسها را از یاد نبرده بودند، همچون شاه خود از او استقبال کردند. در همین باکو بود که مظفرالدین شاه موتور برقی برای روشن کردن حرم امام رضا سفارش داد و این یکی از نمودهای پویایی نظام دینی ایران بود که فناوری بسیار نوپای روشنایی با برق که تازه اختراع شده بود، پیش از هرجای دیگر در سنتیترین مکان دینی ایران یعنی بارگاه امام رضا به کار گرفته شد. شگفت آن که مهندسی که برای این کار به شاه معرفی شد حیدر خان عمواوغلو انقلابی مشهور و دوست لنین بود که بعدها در تاریخ مشروطه نقش مهمی ایفا کرد. کارخانهی برق دیگری را هم محمود خان حکیمالملک خرید که بعدتر به امینالضرب واگذار شد و کارخانهی برق مهم تهران شد.
دو روز پیش از آن که میرزا ابراهیم خان عکاسباشی فیلم پیشگاماش را بردارد، یعنی در ۲۳ امرداد ۱۲۷۹ در گوشهی دیگری از جهان واقعهی بسیار مهمی رخ داد و آن هم پیروزی هشت کشور استعمارگر بر چین و اشغال شهر پکن توسط ایشان بود. باید به این نکته توجه داشت که این روزها که از آن سخن میگوییم، در عرصهی بینالمللی با ظهور قدرت تازهای و افول قدرتی کهن مصادف بود. آن قدری که داشت به میدان میآمد، آمریکا بود که در اول خرداد بنگاه خبررسانی آسوشیتدپرس را در نیویورک تاسیس کرد. دوازدهم امرداد هم شرکت لاستیک و چرخ فایرستون به ثبت رسید و روز دوم بهمن همین سال هم اتحادیهی معدنکاران آمریکا در اوهایو تاسیس شد.
تراکم جمعیت و مسیرهای راه آهن در آمریکای سال ۱۹۰۰.م
بیشینهی گسترش دولت چین و قلمرو اسمی آن در ۱۹۰۰.م
ابزار عمومی ترابری کالا در لسآنجلس
اولین چاههای نفت در لسآنجس
در ۲۰ دیماه اولین چاه نفت بزرگ در تگزاس کشف شد. در ۶ اسفند هم مورگان در آمریکا نخستین صنعت یک میلیارد دلاری این کشور را در حوزهی فولاد تاسیس کرد، و به زودی به یکی از ثروتمندترین مردان تاریخ تبدیل شد. در ۱۱ دی هم نیوزلند اولین کشوری شد که پرستاران در آن از دولت مجوز میگرفتند و اولین پرستار رسمی مدرن جهان که اِلِن داوگِرتی نام داشت در این روز به عنوان نخستین فرد از این سلسله نام خود را ثبت کرد. روز ۲۶ بهمن هم متروی برلین گشایش یافت.
آن قدرتی که رو به افول میرفت، چین بود. روز ۲۸ خرداد ۱۲۷۹ دولت چین که از ورود بیمحابای تریاک به خاک خود و اعتیاد و سستی مردماش به جان آمده بود، با شدت و خشونت واکنش نشان داد و ملکه سیشی که چهرهی مقتدر دربار بود، فرمان داد که همهی شیطانهای سفید کشته شوند. این بدان معنا بود که به خاطر منفور بودن بازرگانان و کارگزاران دولتهای استعماری فرنگی، کل اروپاییهای مستقر در چین از جمله دیپلماتها و خانوادههایشان اعدام شوند. چنین هم شد و در ۳۰ خرداد بیست هزار چینی رزمیکار که به همین خاطر در روایتهای اروپایی مشتزن (boxer) نامیده میشدند، به محلهی اروپاییها حمله بردند و تا فردای آن روز چند صد فرنگی از جمله سفیر آلمان را به قتل رساندند.
سربازان هشت کشور استعمارگر از راست به چپ: ژاپن، ایتالیا، روسیه، فرانسه، آلمان، بریتانیا، اتریش،آمریکا، انگلستان
روز ۳۱ خرداد چین به دولتهای استعمارگر اعلان جنگ داد که عبارت بودند از آمریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان و همچنین ژاپن. کشتار فرنگیها البته همچنان برقرار بود. طوری که در ۱۸ تیرماه ۱۲۷۹ چهل و پنج نفر از اعضای یک گروه تبلیغاتی مسیحی اروپایی در استان شانشی به همراه پیروانشان با حکم حاکم این منطقه اعدام شدند و در میان این گروه چندین کودک هم به چشم میخوردند. هرچند کشته شدن چند صد اروپایی و چینی مسیحی در جریان این شورشها کار ناشایستی بوده و هیچ توجیهی برای این جنایتها وجود ندارد، اما لازم است این خونریزیها را در کنار کشتار بی محابا و هولناکی ببینیم که نیروهای استعماری پیش و به ویژه پس از این ماجرا از چینیها به عمل میآوردند.
وانگ یوانلو
متنی به خط آرامی از دونهوانگ
زجرکش کردن شورشیان مشتزن در چین
جالب آن که در میانهی این آشوب فراگیر و خونین، یکی از مهمترین کشفهای تاریخی در چین انجام پذیرفت. حدود دو هفته پیش از کشتار مبلغان مسیحی، در چهارم تیرماه مردی به نام وانگ یوانلو که بعدتر خود را راهبی تائویی معرفی میکرد، در غاری در منطقهی دونهوانگ که از مراکز باستانی ایرانیان در راه ابریشم بود، اتاقی مخفی در یکی از غارهای مقدس بودایی پیدا کرد که انباشته از اسناد و کتابهای گوناگون بود. این متون باستانی نفوذ فرهنگی ایران در چین باستان (از عصر ساسانی تا قرن چهارم هجری) را نشان میدادند و مجموعهای از رسالههای دینی بودایی و مانوی و مسیحی نستوری و تائویی را در کنار نامههای شخصی و متونی دربارهی ریاضیات و شعر و رقص در بر میگرفتند. به احتمال زیاد همهی متون توسط مهاجران ایرانی پراکنده در راه ابریشم به زبانهای مادریشان نوشته شده یا به چینی برگردانده شدهاند. گذشته از چینی در این مجموعه متونی به خط سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی، سانسکریت و عبری میتوان یافت.
در همین گرماگرم درگیریها در چین و سفر شاه ایران در فرنگ، کشمکشهای میان هواداران و مخالفان تجدد هم ادامه داشت. روی هم رفته حرکت مظفرالدین شاه به فرنگ برای مشروطهخواهان و هواداران تجدد نشانهای معنادار و خوشایند بود و در میانهی این سفر شاه (روز جمعه ۱۹ خرداد ۱۲۷۹ برابر با ۱۰ صفر ۱۳۱۸ق) میرزا علی محمد خان کاشانی اولین شماره از روزنامهی «پرورش» را منتشر کرد که یکی از رسانههای مهم تجددخواهان و مرکز سازماندهی ایشان بود. پیش از این هم البته مشروطهخواهان روزنامههایی داشتند. چنان که خود همین میرزای کاشانی پیشتر ثریا را در قاهره منتشر میکرد. در ایران اما مهمترین نشریه هفتهنامهی تربیت بود که ذکاءالملک فروغی نخستین شمارهاش را در ۲۶ آذر ۱۲۷۵ منتشر کرده بود. روز ۲۴ فروردین و درست یک روز پس از خروج مظفرالدین شاه از ایران، در شمارهی ۳۵۶ از همین روزنامه نخستین شعر از ابوالقاسم لاهوتی انتشار یافت که قصیدهای در سبک قدمایی بود، و همین فرد بعدها بلشویکی دوآتشه از آب در آمد و به پیشوای ادبی نیمایوشیج بدل شد.
ورود مظفرالدین شاه به سنتپترزبورگ
مردم در میدان اصلی سنتپترزبورگ در انتظار ورود شاه ایران
با این همه شکافی تمدنی که مدرنیته در فرنگستان پدید آورده بود با سرعت در حال توسعه بود و اروپا با شتابی چشمگیر در حال جلو زدن از تمدنهای کهنسالی مثل چین و ایران بود. نشانهاش هم این که روز پنجشنبه یازدهم تیرماه ۱۲۷۹ (۴ ربیع الاول ۱۳۱۸ق) میرزا محمدرضا واعظ همدانی درگذشت که خطیبی نامدار و محبوب بود. او مدام بر سر منبر تصریح میکرد که زمان ظهور امام زمان نزدیک است و بعضی از حاضران مجلس آن را خواهند دید.[1] جالب آن که درست در همان روزی که این واعظ روشنضمیر آخرین نفسهایش را میکشید، صنعتگری اشرافزاده به نام کنت فردیناند فون زیپِلین اولین هوانورد خود را در آلمان به پرواز در آورد و این پیش از آن بود که هواپیما ساخته شود، و میتوان آن را اختراعی در میانهی بالون و هواپیما دانست.
نخستین پرواز زیپلین
لحظهی تسلیم شدن پیت کرونیه
نیروهای محافظهکار در سراسر حوزهی تمدن ایرانی در این هنگام در کار مقاومت در برابر جریانهای ترقیخواه بودند و این به درون مرزهای ایران محدود نمیشد. نمونهاش آن که روز شنبه ۲۴ شهریور ۱۲۷۹ روزنامهی پارسی زبان ثریا که در قاهره منتشر میشد پس از ۳۶ شماره به تعطیلی کشیده شد و سید فرجالله تاجر کاشانی که کارگزار آن بود به تهران بازگشت. با این همه این روند برگشتناپذیر بود و تا شش سال بعد (۱۲۸۵) شمار روزنامههایی که در تهران منتشر میشد به چهلتا بالغ شد. روز بیستم آذر همین سال در آمریکا هم کانونی از ایرانیها شکل گرفت که محورش شارژدافر ایران بود و مردی بهائی و مردمدار با روابط گسترده به نام اسحاق مفخمالدوله که بعدتر به شکلی غیررسمی نقش سفیر ایران در ایالات متحده را بر عهده گرفت. محسن خان مشیرالدوله (معینالملک) هم در این سال سفیر ایران در عثمانی بود.
سال ۱۲۷۹ خورشیدی با سال ۱۹۰۰.م مصادف بود و ورود ایران به قرن تازهی میلادی چندان هم خوش یمن نبود. در فاصلهی این سال تا ۱۲۹۹ که جنگ جهانی پایان یافت، بین ۱۰ تا ۴۰٪ جمعیت ایران از بیماری مردند. طوری که در تهران که با ۲۵۰ هزار نفر جمعیت پایتخت کشور بود، این تلفات به یک دهم کل جمعیت بالغ میشد. با توجه به این که جمعیت ایران در این هنگام به گزارش مورگان شوستر سیزده تا پانزده میلیون تن بوده، تنها طی بیست سال بین دو تا چهار میلیون ایرانی از میان رفتند.
نقشهی اروپا در ۱۹۰۰.م
در همین سال ۱۲۷۹ آتشسوزی مهیبی بخش بزرگی از شهر رشت را خاکستر کرد و کاروانسراها و بازار اصلی شهر را با اموال بازرگانان از میان برد و آخرش هم با کوشش فراوان نصرالسلطنه امیراکرم که والی گیلان بود فرو نشست. مرزهای شمالی در این سال منشأ زیانهای دیگر هم بود. چون میرزا رضا خان ارفعالدوله در روسیه واسطهی قراردادی شد که با گرفتن وام هنگفتی (۵/۲۲ میلیون منات) از روسها و گرو گذاشتن گمرک و بندرهای کشور همراه بود و در ضمن مجوز ورود کشتیهای روسی به بندرعباس را هم میداد، تا طرحی برای ساخت راهآهن سراسری خلیج فارس تهیه کنند، و این بخش از ماجرا با اعتراض انگلیسیها روبرو شد. دولت که مشکل مالیاش به این ترتیب به طور موقت حل شده بود، صد و ده هزار تومان به نانواها یارانه داد و به این ترتیب بهای نان را از یک من دو قران به منی یک قران کاهش داد.
جریانهای ایرانگرا نیز در این بین به کار خود مشغول بودند و از اهرم دولت هم هر از چندی بهره میجستند. در این سال مدیران و معلمین و شاگردان یازده مدرسهی جدید که روی هم رفته هزار و سیصد شاگرد داشتند، در حضور نیرالملک وزیر علوم با مظفرالدین شاه دیدار کردند و تایید او را برای گسترش مدارس گرفتند. در همین سال مدرسهی عالی علوم سیاسی توسط وزارت خارجه تاسیس شد که نهادی دانشگاهی و موازی با دارالفنون محسوب میشد. در این میان کشمکشی بر سر آموزش برقرار بود و اتابک برای رقابت با رشدیه که انجمن سری تنویر را داشت، شورای عالی معارف را تاسیس کرد. در همین سال عبدالحمید ثقفی متین السلطنه مدرسهی سعادت را تاسیس کرد و انتشار روزنامهی طلوع را آغاز کرد که اولین مجلهی فکاهی ایران بود و کارتونهایی هم در آن به چاپ میرسید.
ارفعالدوله
متینالسلطنه
ناصرالدین شاه هنگام بازدید از قورخانه
مظفرالدین شاه وقتی از سفر فرنگ برگشت یک مسلسل شصتتیر هم خریداری کرد و تصمیم داشت ارتش را نوسازی کند. پس در وزارت جنگ ادارهی قورخانه را در بخش سررشتهداری تاسیس کردند و ریاستش را به یک غیرنظامی سپرد. شمار سربازان ارتش ایران در این هنگام از ۲۵ هزار نفر از ده سال پیش به ۳۵ هزار نفر افزایش یافت که ۱۳۶۰۰ نفرشان مسلح به سلاح سازمانی ویندل بودند و روزی ده تومان هزینهی روزانه برایشان در نظر گرفته شده بود که برای تامین فشنگ و تمرین جنگیشان کافی نبود و تنها نفری پنج فشنگ دریافت میکردند. شمار سواران ارتش هم به طور اسمی ۳۷۶۰۰ نفر بود اما در واقع ۱۳۶۰۰ تن در خدمت حاضر بودند. در همین سال برای رفع مشکل مهمات با یاری اتریشیها کارخانهی فشنگسازی در تهران تاسیس شد که با بیست کارگر روزی پنج هزار فشنگ تولید میکرد.
نوسانهای بازار در این سال باعث شد چند صد بازرگان میلیونر شوند. با این همه اوضاع اقتصادی خوب نبود و صنعت بافندگی ایران در همین حدود زمانی منقرض شد و تنها قالیبافی و شالبافی از آن باقی ماند. کارگران ایرانی هم در داخل کشور بیکار مانده بودند و به همین خاطر برای کار به باکو میرفتند که صنعت نفت و کارخانههای شکوفایی داشت. در این سال از جمعیت ۱۲۰ هزار نفرهی باکو، صد هزار نفرشان کارگرانی بودند که از آذربایجان برای کار به آنجا مهاجرت کرده بودند و بخش عمدهی شغلهای کلیدی را در دست داشتند. مثلا در سال ۱۲۸۷ کارگران نصب کنندهی پل در باکو که از دشوارترین و خطرناکترین شغلهای شهر بود، پانصد نفر و همگی ایرانی بودند.
قیصر ویلهم دوم
کنت فون زیپلین
ماکس پلانک
پیت کرونیه
میانهی این سال برای اروپاییها با چند نوآوری مصادف بود که اغلبش کار ژرمنها بود و هرکدامش بعدها مسیرهای واگرا و اثرگذاری را طی کرد. در پنجم امرداد قیصر ویلهلم دوم در سخنرانیای آلمانیها را با هونها مقایسه کرد و ناخواسته باعث شد پس از چند سال این تعبیر همچون دشنامی برای ژرمنها بر سر زبان آنگلوساکسونها بیفتد. در ۲۷ مهرماه ماکس پلانک قانون تابش جسم سیاه را کشف کرد و هم او در ۲۳ آذرماه نظریهاش در این مورد را منتشر کرد و به این ترتیب کوانتوم مکانیک زاده شد. در ۱۷ اسفند هم کشتی آلمانی قیصر ویلهلم کبیر اولین کشتیای بود که امواج بیسیم را به ساحل فرستاد.
دالای لاما و شاه کیسیم در دارجیلینگ هند
لباس شنای زنانه در آمریکا
استعمارگران اروپایی در این سال تکاپویی چشمگیر داشتند که همیشه هم با کامیابی همراه نبود. در هفتم فروردین ناوگان روسیه به کره نزدیک شد و این مایهی نگرانی ژاپنیها شد که در این هنگام خود در حال بنا کردن یک ناوگان مقتدر بودند و خیال جهانگیری در سر میپختند. نگرانیشان البته بیجا هم نبود. چون روسها در ۳۱ اردیبهشت به منچوری حمله بردند و بخشی از چین را فتح کردند (تصویر زیر).

از آن سو فرانسویها درست در همان زمانی که در پایتخت خود نمایشگاه جهانی قرن بیستم را برگزار میکردند و از تمدن و پیشرفتهای فرهنگ بشری داد سخن میدادند، به کشتار مردم آفریقا و خلق مستعمره در این قلمرو مشغول بودند و سه ستون از نیروهایشان به سمت چاد پیش میرفت. روز دوم اردیبهشت ۱۲۷۹ درست یک هفته پس از گشایش این نمایشگاه، نیروهای فرانسوی در کرانهی رود چاری به هم پیوستند و به کوسِری که در ساحل مقابل (شمال کامرون امروز) قرار دارد حمله بردند. آماج آنگاه مرکز استقرار امیری سودانی بود به اسم رابح الزُبَیر ابن فضلالله که پیشتر در چند نبرد موفق شده بود راه پیشروی استعمارگران را سد کند.
سعود بن عبدالعزیز
سر بریدهی رابح الزبیر
مرگ حماسی فرمانده رامی
فرانسویان برای این نبرد سپاه به نسبت بزرگی با هزار و پانصد تفنگدار بسیج کرده بودند و در برابرشان جمعیتی ده هزار نفره قرار داشت که سلاحشان به نیزه و تیر و کمان محدود میشد، و از این رو نتیجه پیشاپیش معلوم بود. فرانسویان تنها ۲۸ کشته دادند و در مقابل ۱۵۰۰ بومی را کشتند و سه هزار نفر را زخمی کردند. سیاهپوستان البته دلیرانه جنگیدند و فرماندهی ارتش فرانسه (فرانسوا ژورف رامی) را در میدان نبرد از پای در آوردند. اما خود رابح الزبیر هم کشته شد و سرش را بر سر نیزه کردند و نقاشیهایی از آن را در کنار تصویر حماسی مرگ لامی در نشریههای فرانسوی در کنار اخبار نمایشگاه علوم و فنون پاریس به چاپ رساندند!
مسابقهی طنابکشی، بخشی از مسابقات دومین دور مسابقات المپیک!
نمایشگاه جهانی پاریس
تا یک ماه بعد فرانسویها خاک چاد را به توبره کشیدند و کشتار خونینی از بومیان کردند و یک دژ مستعمراتی به اسم قلعهی لامی (فور دامی) در آنجا ساختند که امروز با نام انجامنا به پایتخت چاد تبدیل شده است. در این بین در روز ۲۸ اردیبهشت انگلیسیها هم برای این که از قافله عقب نمانند به تونگا حمله کردند و در آنجا کشتاری کردند و آن منطقه را به امپراتوری خود افزودند. در یازدهم دی ماه هم نیجریه را گرفتند.
این وقایع خونین با برگزاری برنامههای فرهنگی پر سر و صدایی در فرانسه مصادف بود. کانون این رخدادها دومین نمایشگاه جهانی پاریس بود که یازده سال پس از اولی در روز ۲۵ فروردین گشایش یافت. این نمایشگاه تاثیر بینالمللی چشمگیری به جا گذاشت، چون برنامهای باشکوه و پرهزینه بود که قرار بود دستاوردهای بشری در قرن نوزدهم را جمعبندی کند و چشماندازی از قرن بیستم را به دست دهد. چندین برنامهی جانبی هم در این جشن آغاز قرن گنجانده شده بود که یکیاش گشایش دومین دور مسابقات المپیک در ۲۴ اردیبهشت بود و دیگریاش آن بود که در ۲۸ تیرماه اولین خط متروی پاریس آغاز به کار کرد و در ۱۷ بهمن اولین تلفنهای عمومی در ایستگاههای قطار پاریس نصب شدند.
کری نیشن
فرانک باوم
اولین چاپ کتاب جادوگر شهر اُز
در این میان روز ۲۷ اردیبهشت فرانک باوم اولین کتاب از سری «جادوگر شگفتانگیز اُز» را به چاپ رساند که طی قرن بیستم به یکی از افسانههای مشهور و محبوب تبدیل شد. دو هفته بعد در روز ۱۱ خرداد شخصیتی که گویی از همین داستان بیرون پریده بود، در آمریکا شهرتی به دست آورد. او بانویی تندخو و خشن بود با تعصب مذهبی چشمگیر که به اسم کَری نِیشِن شهرت یافت، چون معتقد بود خداوند او را برگزیده تا «ملت» را به سمت رستگاری «حمل کند». این بانوی پرخشاگر چون فروش مشروب در سالونها را با تعالیم انجیل ناسازگار میدید، با تبر به میکدهها حمل میکرد و گاهی زنان هم به خاطر لباس ناپوشیدهشان یا پوشیدن پستانبند (که به شدت با آن مخالف بود) آماج حملهاش قرار میگرفتند. چند رخداد دیگر هم طی بهار تا پایان پاییز سال ۱۲۷۹ در اروپا رخ داده که تعیین گروههای خونی توسط کارل لاندشتاینر و پخته شدن اولین همبرگر در نیوهیون کانکتیکات توسط لوئیس لاسِن از میانشان جالب توجهاند.
سپاهیان آمریکایی در ماریندوک فیلیپین، ۵ اردیبهشت ۱۲۷۹
آمریکا هم در این میان به میدان فتوحات استعماری وارد شد و در دهم اردیبهشت همین سال هاوایی را اشغال کرد. در فیلیپین هم کوشید چنین کند اما کامیاب نشد. فیلیپینیها در این هنگام یک دولت جمهوری داشتند که اسپانیاییها را بیرون رانده بود و تجربهای در مقاومت در برابر استعمارگران اندوخته بود. در ۲۲ شهریور حدود دو هزار سرباز فیلیپینی به سپاهیان آمریکایی در منطقهی پولانگ لوپا حمله کردند و شماری از ایشان را کشتند و باقی را اسیر کرده یا به فرار وا داشتند. در ۲۶ شهریور جنگ دیگری در منطقهی مابیتاک درگرفت و باز فیلیپینیها پیروز شدند.
سربازان آمریکایی در حال شکنجهی یک فیلیپینی با نوشاندن آب
روی عکس نوشتهاند: نتوانست تندتر از گلولهی کریگ فرار کند!
اعدام فیلیپینیها
گزارش روزنامهی نیویورک جورنال از فرمان ژنرال اسمیت
آمریکاییها پس از این شکستها قوای بیشتری که اغلبشان سیاهپوست بودند را به این منطقه گسیل کردند و کشتار بومیان بیشتر کوشیدند. طوری که یکی از فرمانهای مشهوری ژنرال جاکوب اسمیت آن بود که سربازان آمریکایی باید با هر فیلیپینی که بیش از ده سال داشت، او را بکشند! خشونت آمریکاییها در فیلیپین عملا همهی بومیان را بیتمیز در بر میگرفت و به اعدام و شکنجهی شمار زیادی از شهروندان عادی منتهی شد که در نهایت مقاومت بومیان را در هم شکست و به تسلیم دولت فیلیپین در سیزدهم بهمن ماه همین سال انجامید.
تسلیم ارتش فیلیپین در جارو و پیروزی آمریکاییها
تاریخ دقیق تولد و مرگ بسیاری از زادگان و رفتگان سال ۱۲۷۹ را نمیدانیم. اما بسیاریشان نامدار بودند یا خویشاوندی نامدار پیدا کردند. از میان رفتگان یکیشان سکینه خانم مادر دکتر حشمت بود و دیگری ملا قربانعلی جد دکتر شریعتی هم در همین سال در مشهد درگذشت. گذشته از این افراد که به خاطر خویشانشان شهرت یافتهاند، شیخ علی استرآبادی هم در همین سال فوت کرد. دِوْداس (دیوداد/ خداداد) دختر گاندی و ابراهیم خواجه نوری و حسن امینی مجدی هم در این سال زاده شدند. در این بین سعود بن عبدالعزیز که بعدتر به دستنشاندگی انگلیسیها شاه عربستان شد هم در ۲۵ دیماه به دنیا آمد.
هاینریش هیملر
هانس آدولف کربس
آنتوان سنت اگزوپری
جوزف فریدمن
در اروپا در این میان نسلی از نامداران آینده زاده میشدند و نسلی از سالخوردگان اثرگذار از دنیا میرفتند. در هشتم تیرماه آنتوان دو سنت اگزوپری نویسندهی شازده کوچولو زاده شد و یک و ماه و نیم بعد در ۲۸ امرداد گیلبرت رایل فیلسوف انگلیسی چشم به جهان گشود. شش روز بعد در سوم شهریور هانس آدولف کربس بیوشیمیست نامدار آلمانی زاده شد و در همین روز فریدریش نیچه فیلسوف نامدار چشم از جهان فرو بست.
در مهرماه هم این روند با تفارنهایی جالب ادامه داشت. پانزدهم مهر هاینریش هیملر بنیانگذار و فرماندهی نیروهای اس اس زاده شد و دو روز بعد جوزف فریدمن مخترع نی نوشیدنی به دنیا آمد. بعد از دو هفته در ۲۸ مهر نعیم فراشری شاعر آلبانیایی درگذشت که در شعر پارسی ورزیده بود و بر مبنای آن وزنها و صور خیال در شعر به زبان آلبانی را ابداع کرده بود. دو روز پس از او هم اشفاقالله خان شاعر متولد شد. ششم آبان ماکس مولر زبانشناس آلمانی فوت کرد و ۱۸آبان مارگارت میچل روزنامهنگار و نویسندهی آمریکایی زاده شد.
هالیفاکس، نووا اسکوتیا
یوهان والتر کوراو نقاش لاتویایی «حمام پسربچهها» را کشید، ویلیام آدولف بوگورو نقاش فرانسوی «ملکهی فرشتگان» را با مضمونی دینی خلق کرد، جان ویلیام واترهاوس «پری دریایی» را آفرید، ادموند لِیتون انگلیسی تابلوی زیبای «به امان خدا» را پدید آورد، موریس دنی تابلوی «یادبود سزان» را کشید که صحنهای بود از محفل هنری «نبیها» که سزان سردستهاش بود و در این تاریخ اعضایش پراکنده شده بودند. پایا یووانوویچ هم که نقاشی از اهالی صربستان بود، تابلوی بزرگ «اعلام قانون دوشان» را کشید که اثری ناسیونالیستی بود و به اعلام نخستین پادشاهی صربها در میانهی قرن پانزدهم میلادی اشاره داشت.
ویلهلم هامِرشوی که از نقاشان نامدار سمبولیست بود هم «غبار رقصان در آفتاب» را کشید که امروز از شاهکارهای هنری پدید آمده در دانمارک به شمار میآید. میخائیل وروبل نقاش بزرگ روس هم در این سال بعد از دیدن اپرای «داستان تزار سلطان» اثر ریمسکی کرساکف نقاشی «ملکهی قو» را کشید. اپرای کرساکف هم خود اقتباسی بود از داستان پریانی به قلم پوشکین. «خیاطی مادر» نقاشی مری کاسات، «دوتاج» اثر فرانک دیکسی، «رخوت» به قلم جان ویلیام گادوارد و «جنگجوی مونتوبان» مجسمهی آنتوان بوردِل هم در این سال آفریده شدند و این آخری یادبودی بود برای جنگ فرانسه و پروس، که در این سال قالبش ساخته شد اما نیم قرن بعدتر ریختهگریاش انجام پذیرفت.
موریس دنی، یادبود سزان
یوهان والتر کوراو، حمام پسربچهها
ادموند لیتون، به امان خدا!
فرانک دیکسی، دو تاج
پایا یووانوویچ، اعلام قانون دوشان
درشتنمایی شدهی دوشان شاه
جان ویلیام واترهاوس، پری دریایی
میخائیل وروبل، ملکهی قو
ویلیام آدولف بوگورو، ملکهی فرشتگان
ویلهلم هامرشوی، غبار رقصان در آفتاب
مری کاسات، خیاطی مادر جوان
جان ویلیام گادوارد، رخوت
آنتوان بوردِل، جنگجوی مونتوبان
انتقال مهاجران جویندهی طلا به داوسون سیتی
کشف استخوان براکیوسوروس در کلرادو
تهیدستی در حال گدایی از شاه انگلیس!
باغ وحش انسانی در بلژیک
کتابخانهی کنگرهی آمریکا
وینستون چرچیل و دیوید لوید جرج
نعیم فراشری
ملکهی مادر چین چیشی و خدمتکارانش
دختر رقاص برمهای
راهپیمایی روز کار در تورنتو
شتر و شتربان، جیپور، راجستان
اعضای یکی از تیرههای هندی که به خاطر سرکشیشان در ردهبندی دولت استعماری هند به طور رسمی «اقوام راهزن» نامیده میشدند!
- قزوینی، ۱۳۲۶: ۱۶-۱۷. ↑
ادامه مطلب: سال ۱۲۸۰
رفتن به: صفحات نخست و فهرست کتاب