سلوک اخلاقی گاندی
تا جایی که به شواهد زندگینامهای مربوط میشود، گاندی خود سرسختانه اصولی که وضع کرده بود را رعایت میکرد. در حدی که قالب و شکل این رعایت گاه حالتی زننده و ناپذیرفتنی به خود میگرفت. گاندی همزمان با وضع مفهوم ستیاگرهه، جنبشی مدنی را سازمان داد که طبق آن اوراق تعیین هویت صادر شده برای هندیانِ آفریقای جنوبی، که برای مرزبندی نژادپرستانهی ایشان به کار گرفته میشد، فاقد اعتبار اعلام شد. در نتیجه گاندی و پیروانش این اوراق را سوزاندند و از میان بردند. گاندی و پیروانش بارها و بارها بابت این کار احضار و بازجویی و زندانی شدند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، اما به اصل عدم خشونت پایبند باقی ماندند. گاندی در همین گیر و دار در 1897.م مورد حملهی یک جماعت غوغاسالار از اروپاییهای مهاجر به آفریقای جنوبی قرار گرفت و به زحمت توانست از دست این نژادپرستان فرار کند. اما با وجود آسیبی که دیده بود، حاضر نشد از آنها شکایت کند و این کار را توجه به منافع شخصی دانست و ناسزاوارش دانست.
بعدتر، گاندی در جریان جنبش سْوَدِشی (خودکفایی) در هند کالای انگلیسی را بایکوت کرد و خودش هم لباس انگلیسیاش را از تن بیرون کرد و کادی یا لُنگ هندی را به عنوان لباس رسمی پیروانش اعلام کرد و برای نشان دادنِ امکان خودکفایی، خودش چرخ ریسندگی به دست گرفت و کادی خود را با دست خود ریسید و ساخت و انبوهی از پیروانش هم از او تقلید کردند. به شکلی که تا مدتها چرخ ریسندگی یکی از نمادهای مقاومت مدنی هندیان به رهبری گاندی قلمداد میشد.
بنابراین روشن است که گاندی آنچه را که تبلیغ میکرد، نخست خود با شدت و پایبندی کامل اجرا میکرد. گاندی در برابر اعمال خشونت از سوی هوادارانش به شدت حساس بود و در جریان شورش چَوریچَورا در اوتارپرادش (پنجم فوریه 1922.م) چندان برآشفته شد که جنبشِ تا آن هنگام موفقِ نافرمانی مدنی در برابر انگلیسها را لغو کرد و از آن کناره جست.
گاندی همواره در صف مقدم پیروانش قرار داشت. در بهار سال 1930.م که انگلیسیها بر نمک مالیات بستند و گاندی خرید نمک را بایکوت کرد، خودش به همراه چند هزار تن از پیروانش از احمدآباد پای پیاده تا دَندی در فاصلهی 388 کیلومتری راه سپرد تا در آنجا با دست خود نمک استخراج کند. گاندی خود به واقع قواعد متکی به برابری همهی مردم را اجرا میکرد و این را میتوان از تلاشی که برای پیوند دادن مسلمانان و هندوها انجام داد، و همچنین حمایتش از زنان، کودکان و نجسها دریافت.
گاندی اصل پرهیزگاری و زهد را با شدتی بسیار رعایت میکرد و در این مورد بسیار دربارهی خویشتن سختگیر بود. او در سال 1932.م در مخالفت با قانون انگلیسیها برای جدا کردن مسیر رایگیری از نجسها از دیگران، روزهای درازمدت گرفت که با اعتصاب غذای سیاسی در شرایط امروزین برابر است. در سال 1943.م در درون زندان برای تاکید بر استقلال هند روزهی دیرپای دیگری گرفت، و در 1932 هم به خاطر بروز کشمکشهایی میان هندوها و مسلمانان، روزهی دیگری گرفت. در هریک از این موارد، او تا سرحد بیماری و مرگ پیش میرفت و اینها جدای از روزهی معمولی بود که به طور عادی رعایت میکرد. گاندی در 1906.م سوگند خورد تا از ارتباط جنسی بپرهیزد و این در شرایطی رخ میداد که او صاحب همسر و چهار فرزند بود که بزرگترینشان در این هنگام هجده سال داشت.
برخی از اظهار نظرهای او دربارهی امور سیاسی و رخدادهای تاریخی عجیب و غریب و نامعقول و ناپذیرفتنی مینمایند، و برخی از کردارهایش را میتوان به لحاظ اخلاقی نکوهش کرد، اما با این همه باید بر این قاعده پای فشرد که تمام این زنجیره از کردارها به هم پیوستهاند و با اصول و قواعد اخلاقی زاهدانهای که شالودهی گاندیگرایی را بر میسازد، پیوند داشته است.

ادامه مطلب: پرسش از خاستگاه آرای گاندی
رفتن به: صفحات نخست و فهرست کتاب