دوشنبه , اسفند 11 1404

گفتار پنجم: چین

گفتار پنجم: چین

اخترشناسیِ چینی، تقریباً همزمان با اخترشناسی هندی پدیدار گشت و مانند آن، وامی از تمدن ایـرانی محسوب می‌‌‌شد.

نخستین نشانه‌‌‌های اخترشناسیِ چینی در میانه‌‌‌ی عصر هان و در حدود ابتدای دوران مسیحی ظاهر شد و این دقیقاً همان زمانی است که راه ابریشم، ساختاری استوار یافت و مسیر تبادل فرهنگیِ میان ایـران و چین، وضعیتی پایدار به خود گرفت. زیربنای فلسفی نجومِ چینی با آنچه در قلمروی میانی می‌‌‌بینیم، متفاوت است؛ یعنی چینیان، استخوان‌‌‌بندی فنی و ایده‌‌‌های اصلی اخترشناسی ایـرانی را -‌‌‌به همراه نام‌‌‌ها و نشانه‌‌‌هایش- گرفتند، اما محتوا و معنای نهفته در آن را بر اساس اندیشه‌‌‌های بومیِ سرزمین خویش، بازنویسی کردند.

به همین دلیل هم صورت‌‌‌های فلکیِ چینی، کاملاً با آنچه در قلمروی میانی می‌‌‌بینیم متفاوت است. چینیان به جای 88 صورت فلکیِ امروزین، 28 صورت را نامگذاری کرده‌‌‌اند و شکل و معنایشان نیز با صور ما متفاوت است. به عنوان مثال ایشان به جای اوریون صورتی به نام «شِن» (參) دارند که یعنی شادمانی و بختِ خوب. هر هفت صورت فلکیِ شمالی در چین، یک مجموعه را بر‌‌‌می‌‌‌سازد و «شیان‌‌‌شو» (玄武) خوانده می‌‌‌شود که در اساطیر تائویی، نام روح نگهبان آب‌‌‌هاست. چینیان نیز به ازای هر یک از این صورت‌‌‌‌‌‌ها، داستان و افسانه‌‌‌ای دارند که شرحشان در اینجا نمی‌‌‌گنجد، اما تنوع و تفاوت آن با آنچه در قلمروی میانی می‌‌‌بینیم، نشان می‌‌‌دهد که تمام صورت‌‌‌های فلکیِ قلمروی غربی با ساختار و ریخت یکدست خود، خاستگاهی مشترک دارند و بی‌‌‌تردید روایت‌‌‌هایی منظم و پیوسته در موردشان وجود داشته است؛ چون در آزمایشگاهی مانند چین، که مردم مستقل از حیطه‌‌‌ي نفوذ ایـرانی به آسمان نگریسته‌‌‌اند، صورت‌‌‌های فلکیِ کاملاً متفاوتی را تشخیص داده و نامگذاری کرده‌‌‌اند.

اهمیت و تقدس عدد پنج، در فرهنگ چینی چندان ریشه‌‌‌دار است که بهتر است آن را ابداعِ بومی و درونزاد بدانیم. با وجود این، بعید نیست وامگیری اخترشناسیِ رایج در ایـران شرقی که رنگ زرتشتی‌‌‌ غالبی داشته و بر مبنایی پنج‌‌‌گانی منظم می‌‌‌شده است در دامن‌‌‌زدن به اهمیت این عدد نقشی داشته باشد. به عنوان مثال از عصر هان به بعد، که ارتباط میان دو دربارِ اشکانی و چینی برقرار می‌‌‌شود، هفته‌‌‌های چینی پنج‌‌‌روزه‌‌‌ هستند و «مو» نامیده می‌‌‌شوند.

این گاهشماری در عصر تانگ (618-907 م.) به هفته‌‌‌هایی 10 روزه تبدیل شد که «هوان» 旬 نامیده می‌‌‌شد. ماه‌‌‌ها در این دوره به شیوه‌‌‌ی هخامنشیان، 29 روزه و 30 روزه بودند و به این ترتیب هر ماه از سه دهک تشکیل می‌‌‌شد که «شون»

[1]上旬) ، «ژونگ شون»[2] 中旬و «شیا شون»[3] 下旬 نام داشتند.

باورِ چینیان بر این بود که هر یک از این دهک‌‌‌ها، خورشیدی مستقل و متفاوت با بقیه دارند. این خورشیدها را «10 ریشه‌‌‌ی آسمانی» می‌‌‌نامیدند و به این ترتیب نامگذاری می‌‌‌کردند: «صدف»[4] (甲)، «روده‌‌‌ی ماهی»[5] (乙)، «دُم ماهی»[6] (丙)، «ناخن»[7] (丁)، «نیزه»[8] (戊)، «نخ بر دوک؟»[9] (己)، «ستاره‌‌‌ی شامگاهی»[10] (庚)، «توهین به مهتران؟»[11] (辛)، «حامل»[12] (壬)، و «دو پا؟»[13] (癸). چنان‌‌‌که می‌‌‌بینید، معنای برخی از این کلمات به درستی روشن نیست و آن‌‌‌هایی هم که روشن است، معانی عجیب و غریبی دارند.

با وجود تمام این تدبیرها، نظام گاهشماریِ چینی، همچنان شمسی‌‌‌-‌‌‌قمری باقی ماند؛ یعنی ماهِ چینی نتوانست به معیاری نجومی دست یابد و همچنان با ماهِ قمری شناخته شد. به این ترتیب سال ِخورشیدی نیز در این سرزمین تکامل نیافت. چینیان در قرون میانه، ابتدای سال را با ظهور نخستین هلال ماهِ پس از افول زمستانه مشخص می‌‌‌کردند.

***

نظام پیکربندی عناصر در چین بر مبنای پنج‌‌‌گانی سازمان می‌‌‌یافت که «ووشینگ» (五行) نامیده می‌‌‌شود. در این سیستم فرض شده است که پنج عنصر یا ماهیت، برسازنده‌‌‌ی جهان هستند: «هوئو» یا آتش[14] ()، «تو» یا زمین[15] ()، «جین» یا فلز[16] ()، «شوئی» یا آب[17] () و «مو» یا چوب[18] ().

اندرکنش این پنج عنصر با هم می‌‌‌تواند دو شکلِ «سازنده» (شِنگ/生) یا «ویرانگر» (کِه/剋克) داشته باشد. چینیان ارتباط اولی را مادر-‌‌‌پسر و دومی را پدربزرگ‌‌‌-‌‌‌پسرعمو می‌‌‌نامند!

page1-534px-Chinese_cardinal_directions_study_panel.pdf.jpg

بر اساس مدل پنج عنصری، چنین پیوندی برقرار است:

«چوب»؛ با شرق یا دونگ[19] (東东)، بهار (春)، اژدهای لاجوردی (青龍)، برجیس (木星)، رنگ سبز (緑)، کبد (肝) و مثانه (胆) همسان است.

«فلز»؛ با غرب یا شی[20] (西)، پاییز (秋)، ببر سپید (白虎)، ناهید (金星)، رنگ سپید (白)، شُش‌‌‌ها و دستگاه تنفسی (肺) و روده‌‌‌ی بزرگ همانند است.

«آب»؛ با شمال یا بِئی[21] (北)، زمستان (冬)، لاک‌‌‌پشت سیاه (玄武)، تیر (水星)، رنگ سیاه (黑)، استخوان‌‌‌ها (骨) و کلیه‌‌‌ها (肾) پیوند دارد.

«آتش»؛ با جنوب یا نان[22] (南)، تابستان (夏)، ققنوس (朱雀)، بهرام (火星)، رنگ سرخ (赤)، قلب و دستگاه گردش خون و روده‌‌‌ی کوچک (心) مربوط است.

«زمین»؛ با مرکز (中)، تغییرات فصول، اژدهای زرد (黄龙)، کیوان (土星)، رنگ‌‌‌زرد (黄)، دستگاه گوارش، طحال (脾) و معده (胃) شبیه است.

پیوندِ جهت‌‌‌های اصلی با اختران، برای طالع‌‌‌بینیِ چینی اهمیتی بسیار داشت؛ چراکه سازماندهی فضا و معنادهی به آن در چین، سنتی نیرومند و کهنسال دارد که با جا‌‌‌انداختنِ این اختران در آن زمینه، خود به خود شبکه‌‌‌ای از دلالت‌‌‌ها و معانی پدیدار می‌‌‌شود. در مورد سایر تمدن‌‌‌ها و سایر اَشکال فال‌‌‌بینی در جهان باستان هم چنین بود و موقعیت ناظر اهمیت داشت. چنان‌‌‌که مثلاً در «پرنده‌‌‌بینی»[23] که فال‌‌‌زدن بر مبنای شکلِ پرواز پرندگان است، مکانِ درستِ مشاهده‌‌‌ی پرندگان، کلید اصلی درستیِ پیش‌‌‌گویی است. در منابع رومی، این مکانِ درست را «templum» نامیده‌‌‌اند و نخستین وظیفه‌‌‌ی فالگیر، یافتن آن است. آن گاه باید در آنجا رو به سوی جنوب بایستد و به این ترتیب، مکانِ پیرامون خود را به قطب‌‌‌های متضادِ پشت و جلو و چپ و راست تفکیک کند تا بر مبنای صدای پرندگان و الگوی حرکت آن‌‌‌ها در این دستگاه مختصات، معنا تولید شود.

به این شکل، قالبی از شباهت‌‌‌ها و منطقی مشابه با آنچه در قلمروی میانی داریم در چین نیز می‌‌‌بینیم. با این تفاوت که رمزگذاری‌‌‌ها یکسره متفاوت است. مثلاً همتا‌‌‌بودن رنگ سیاه با آب، یا همسانیِ ناهید با فلز، مواردی است که در ایـران‌‌‌زمین و تمدن‌‌‌های همسایه‌‌‌اش نظیر ندارد.

آنچه دستگاه نظری چینی را با مدل‌‌‌های قلمروی میانی به طور کامل متفاوت می‌‌‌سازد، اهمیت و نفوذ فراگیر زبان و آواها در این فرهنگ است. کافی است واژه‌‌‌ای از نظر آوایی با واژه‌‌‌ی دیگری شبیه باشد، تا ماهیت و گوهره‌‌‌ی آن دو مفهوم نیز با هم مربوط دانسته شود. یک نمود از این ماجرا را می‌‌‌توان در طلسم‌‌‌های چینی دید. این‌‌‌ها عبارت‌‌‌هایی کوتاه هستند که معمولاً از چهار واژه‌‌‌ی اندیشه‌‌‌نگار تشکیل یافته‌‌‌اند. در آن‌‌‌ها رمزنگاری غنی و پیچیده‌‌‌ای درباره‌‌‌ی جانوران و گیاهان وجود دارد که به طور عمده بر محور هم‌‌‌ریختیِ خوانش و تلفظِ نام جانوران و گیاهان، با کلمات انتزاعیِ دیگر شکل گرفته است. مثلاً گربه، نشانه‌‌‌ی عمر طولانی و پربرکت دانسته می‌‌‌شود؛ چون واژه‌‌‌ی چینیِ گربه 猫 (مائو) همانند کلمه‌‌‌ی دیگری 耄 (مائو) خوانده می‌‌‌شود که «هشتاد سال» معنی می‌‌‌دهد. گربه همچنین، نگهبان و پاسدارِ ابریشم و بنابراین ثروت نیز قلمداد می‌‌‌شود؛ چراکه موش را شکار می‌‌‌کند و این جانور با جویدن ِابریشم، آن را از بین می‌‌‌برد.

چینیان با وجود تفاوت‌‌‌های چشمگیر و واگرایی‌‌‌های خیره‌‌‌کننده در جزئیات، قالب عمومی و کلیت دستگاهِ اخترشناسی‌‌‌شان را از ایـران‌‌‌زمین وام گرفته‌‌‌اند. این را از آنجا می‌‌‌توان دریافت که برخی از اصول در این زمینه همسان هستند. مثلاً مفهوم هفت‌‌‌اختر به همان شکلِ ایـرانی در چین نیز وجود دارد و به همان ترتیب هم با جانوران و عناصر گوناگون پیوند برقرار می‌‌‌کند. هر چند الگوی این همانندی‌‌‌ها در چین متفاوت است.

طالع‌‌‌بینیِ چینی بر دوره‌‌‌های دوازده ساله‌‌‌ای مبتنی است که در یکی‌‌‌دو دهه‌‌‌ی گذشته، پس از چندین قرن، بارِ دیگر در ایـران نیز باب شده است. این دوره از چرخه‌‌‌ی دوازده ساله‌‌‌ی برجیس وامگیری شده است. به احتمال زیاد، شالوده‌‌‌ی منطقیِ این قاعده از راه ایـران‌‌‌زمین به چین راه یافته است. در چین باستان، چرخه‌‌‌ی دوازده‌‌‌ ساله‌‌‌ی منسوب به برجیس / هورمزد / ‌‌‌مردوک را مقدس می‌‌‌شمردند و این در حالی بود که خودِ سیاره‌‌‌ی برجیس در چین اهمیت چندانی نداشت. حتا شواهدی وجود دارد که منجمانِ چینی در ابتدا برجیس را جزء ثوابت در نظر می‌‌‌گرفته‌‌‌اند و آن را به صورت فلکیِ «شِتی» (摄提) وابسته می‌‌‌دانستند. به همین دلیل در برخی متون کهن، برجیس را شتی هم نامیده‌‌‌اند.

به هر روی، چنین مي‌‌‌نماید که اخترشناسانِ چینی، تنها اهمیت سیاره‌‌‌ی برجیس و تقدس آن را از ایـرانیان آموخته باشند و باقیِ این نظام را نزد خود ابداع کرده باشند. فصل و سال در چین، با اختلافی پانزده روزه نسبت به گاهشماریِ ایـرانی آغاز می‌‌‌شود؛ یعنی آغاز سال و بهار برای ایشان، در پانزدهم بهمن‌‌‌ماه قرار می‌‌‌گیرد و پاییز از پانزدهم امرداد‌‌‌ماه آغاز می‌‌‌شود. در چین، هر یک از این سال‌‌‌های دوازده‌‌‌گانه را یک «دی‌‌‌ژی» 地支 یعنی «شاخه‌‌‌-‌‌‌سال» می‌‌‌نامند. به این ترتیب زایچه‌‌‌ای بر مبنای دوازده سال پدید می‌‌‌آید که «شِنگ شیائو»[24] (生肖) خوانده می‌‌‌شود و عناصرش را نامگذاری کرده‌‌‌اند:

موش یا «زی» (子)، گاو یا «چو» (丑)، ببر یا «یین» (寅)، خرگوش یا «مائو» (卯)، اژدها یا «چِن» (辰)، مار یا «سی» (巳)، اسب یا «وو» (午)، گوسفند یا «وِئی» (未)، میمون یا «شِن» (申)، خروس یا «یو» (酉)، سگ یا «شو» (戌) و خوک یا «هائی» (亥).

شواهد تاریخی نشان می‌‌‌دهد که این چرخه در اواخر دوران بهار و پاییز (770-476 پ.م)؛ یعنی در دوران هخامنشی به چین راه یافت و کمی بعد، با 12 جانورِ 生肖 مهم در اساطیر چینی پیوند خورد.

چینیان یک چرخه‌‌‌ی 60 ساله هم دارند که از تداخل یک دوره‌‌‌ی 50 ساله (مبتنی بر 10 بار گردشِ پنج‌‌‌عنصر) و پنج‌‌‌بار گردشِ زایچه‌‌‌ی 12 ساله پدید آمده است.

کاربرد این نظامِ رمزگذاریِ سال‌‌‌ها، در خواندنِ زایچه و مربوط‌‌‌کردنِ آن با طالع‌‌‌بینی و تعیین سرنوشت مردم، امری متاخرتر بود که در دوران هان (25-220 م.)، یعنی در نیمه‌‌‌ی دوم عصر اشکانی تکامل یافت و بی‌‌‌تردید این موج از رواجِ توجه به ستارگان نیز تحت تأثیر فرهنگ ایـرانی بوده است؛ چراکه دقیقاً در همین دوره است که می‌‌‌بینیم برای نخستین‌‌‌بار ارتباط رسمی میان دربار ایـران و چین برقرار می‌‌‌شود و راه ابریشم شکلی پایدار به خود می‌‌‌گیرد. با این حال، این مفاهیم همچنان تا چند قرن تنها در میان طبقه‌‌‌ی روشنفکر و نخبگانِ فکریِ چین رواج داشت و همه‌‌‌گیر‌‌‌شدنِ آن در میان مردم، در دوران تانگ (618-907 م.) بود که آغاز شد.

در تاریخِ چین، نمونه‌‌‌های بسیاری از رفتار شگفت‌‌‌انگیز افراد برجسته ثبت شده است که اعتقاد صمیمانه و متعصبانه‌‌‌شان را به این رمزگذاریِ سالانه نشان می‌‌‌دهد. امپراتور «هوئی زونگ» از دودمان سونگ، به این دلیل که در سال سگ به دنیا آمده بود، فرمانی صادر کرد و کشتن سگ را ممنوع اعلام کرد. در عصر مغول‌‌‌ها نیز این روش ادامه داشت. مثلاً امپراتور «رِن زونگ» که در سال خروس به دنیا آمده بود، به همین دلیل ممنوع کرد که در پایتخت مرغ یا خروس را سر و ته بگیرند؛ به شکلی که سر جانور به سمت زمین قرار بگیرد و کسانی که از این قانون تخطی می‌‌‌کردند به شدت مجازات می‌‌‌شدند. امپراتور «وو زونگ» از خاندان مینگ که در سال خوک به دنیا آمده بود، قدمی پیش‌‌‌تر نهاد و در 1519 م. فرمانی صادر کرد که در آن نگهداری و کشتن خوک ممنوع شده بود و این در حالی بود که در آن هنگام، خوک یکی از دام‌‌‌های مهمی بود که غذای چینیان را تامین می‌‌‌کرد. هر کس از این قانون سرپیچی می‌‌‌کرد، به همراه خانواده‌‌‌اش به منطقه‌‌‌ای دوردست تبعید و در آنجا به بردگی کشیده می‌‌‌شد. البته این فرمان چندان دوام نیاورد؛ چون در جشن دینیِ سال بعد ضرورت داشت که طبق سنت، برای نیاکانِ امپراتور، خوک قربانی کنند، اما خوکی نیافتند و از این رو این فرمان لغو شد.

چرخه‌‌‌های 12 ساله‌‌‌ي جانوری از دیرباز در ایـران نیز شناخته شده بود و به خصوص پس از حمله‌‌‌ی مغول، رواجی چشمگیر یافت. این شیوه از رمزگذاری سال‌‌‌ها را به علت رواجشان در سرزمین‌‌‌های گوناگونِ قلمرو خاوری با نام گاهشماری ترک، ترکستانی، ختنی، اویغوری یا «سال‌‌‌های ختا و اویغور» نامیده‌‌‌اند و بنابراین روشن است که مسیر وامگیریِ آن در ایـران‌‌‌زمین، از ترکستانِ چین بوده است. در اینجا خلاصه‌‌‌ای از پژوهش ارزشمندِ دکتر حسین بیات[25] را در این زمینه می‌‌‌آورم که حق سخن را به خوبی ادا کرده است.

از پژوهش ایشان برمی‌‌‌آید که تا پیش از ورود مغولان به ایـران‌‌‌زمین، اطلاعات ایـرانیان در این زمینه اندک بوده و تنها به ساکنان سرزمین‌‌‌های آن سوی پامیر محدود می‌‌‌شده است. چنان‌‌‌که ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» به این نظام گاهشماری اشاره کرده، اما می‌‌‌گوید که به جزئیات آن دست نیافته است. محمودبن‌‌‌‌‌‌حسین‌‌‌بن‌‌‌محمد کاشغری که زادگاهش در شرقی‌‌‌ترین مرکز تمدن ایـرانی در ترکستان بوده و با این تقویم آشنایی داشته است، در «دیوان لغات الترک» (446 .ق) علاوه بر نام و نشانِ این 12 جانور، افسانه‌‌‌ای هم درباره‌‌‌ی چگونگی پیدایش آن ذکر کرده است.

پس از حمله‌‌‌ي مغول، این شیوه از شمارشِ سال‌‌‌ها، توسط فاتحان در ایـران‌‌‌زمین باب شد. این نام‌‌‌ها را خواجه نصیرالدین توسی در رساله‌‌‌ي «سی فصل» به این شیوه اشاره کرده و آن را ابداعِ شاهان ختا و اویغور دانسته است.[26]

ابونصر فراهی شاعر و نویسنده‌‌‌ي قرن هفتم ق. در «نصاب الصبیان» نام این سال‌‌‌ها را در دو بیت گنجانده است:

موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار       زین چار چو بگذری نهنگ آید و مار

وآنگاه به اسب و گوسفند است حساب       حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار[27]

ناگفته نماند که برخلاف 12 ماه، دوره‌‌‌های 12 ساله کاربرد نجومی یا گاهشمارانه ندارند و تنها برای طالع‌‌‌بینی و فال‌‌‌بینی اهمیت دارند. استفاده از تقویم 12 جانوری به ویژه در دوره‌‌‌ی صفویه در ایـران‌‌‌زمین باب بود و شوالیه شاردن در شرح خود از دربار اصفهان، به رواج آن اشاره کرده است.[28] کاربردِ این رمزگذاری تا پایان دوره‌‌‌ی قاجار در ایـران پایدار ماند، تا آنکه مجلس شورای ملی در سال 1304 خورشیدی استفاده از آن را منسوخ اعلام کرد. در دهه‌‌‌های گذشته، همگام با رواج خرافه‌‌‌پرستی و اهمیت‌‌‌یافتن رمزگانِ جادوگرانه در میان عوام، شرایطی اجتماعی پدید آمد که تا حدودی به الگوی غالب در دوران قاجار و صفویه‌‌‌ی متاخر شباهت داشت و شاید از این روست که بارِ دیگر این شیوه از برشمردن سال‌‌‌ها محبوبیت یافته است.

 

 

  1. . xún
  2. . zhōngxún
  3. . xiàxún
  4. . jiǎ
  5. . yǐ
  6. . bǐng
  7. . dīng
  8. . wù
  9. . jǐ
  10. . gēng
  11. . xīn
  12. . rén
  13. . guǐ
  14. . huǒ
  15. . tǔ
  16. . jīn
  17. . shuǐ
  18. . mù
  19. . dōng
  20. . xī
  21. . běi
  22. . nán
  23. . auspicy
  24. . shēngxiào
  25. . بیات، 1383: 68-88.
  26. . طوسی، 1332: 18-19.
  27. . فراهی، ۱٣٤٥: ٥٨.
  28. . شاردن، 1338: 195.

 

 

ادامه مطلب: بخش چهارم: رمزگذاری آسمان و اختران – گفتار نخست: آسمان و س‍پهرهای چندلایه(۱)

رفتن به: صفحات نخست و فهرست کتاب