Soshians

نرگس و نرسه (4)

در اساطیر یونانی و رومی شخصیتی وجود دارد که به دلیل نامِ عجیبش شایسته‌ی توجه است. او را در یونانی نارکیسوس (Νάρκισσος) و در متون رومی نارکیس یا نارکیسوس (Narcissus, Narcis) می‌نامند.

ادامه نوشته »

نرگس و نرسه (۳)

نریوسنگ، گذشته از اساطیر ایرانی در روایت‌های تمدن‌های همسایه‌ی ایران نیز دیده می‌شود و در این بافتِ معنایی، بی‌هیچ تردیدی از تمدن ایرانی وامگیری شده است.

ادامه نوشته »

نرگس و نرسه (2)

نریوسنگ در اساطیر جدیدتری که در عصر اشکانی و ساسانی پرداخته شد، نقش‌هایی تازه را بر عهده گرفت و به ویژه در روایت‌های مربوط به رخدادهای آخرِ زمان جایگاهی ارجمند یافت.

ادامه نوشته »

نرگس و نرسه (1)

نَریـُوسنگ یکی از ایزدانِ به‌ نسبت حاشیه‌ای و فرعیِ کهن ایرانی است که در جهان زرتشتی به عنوان فرشته‌ای نیرومند، جایی برای خود باز کرد و در اساطیر رنگارنگ و تخیل‌آمیز مانوی نیز موقعیت مرکزی خویش را حفظ کرد.

ادامه نوشته »

داستان وب‌نویسی ما!

بنده با وجود لینت قلم و کثیرالچاپ(‍!)بودن در نوشتن منظمِ یادداشت‌های کوتاه استمراری ندارم و درست مثل الگوی مارک تواین نوشتنِ وب‌نویس را بارها آغاز کرده‌ام و نمی‌دانم چرا هنوز به انجام نرسیده است.

ادامه نوشته »

اوج

اوج در تاريخ، عبارت است از لحظه‌هايي كمياب كه ضرورت اخلاقي و ضرورت فلسفي با هم در آن تلاقي مي‌كند. درست شبيه به جايي كه امروز بر آن ايستاده‌ايم.

ادامه نوشته »

داو، قمار و زایش سوژه

این نوشتار برای آن پرداخته شده است تا روند ظهور تدریجی شکلی ویژه، استانده و هنجارین از “من” را از خلال بازی‌هایی مشابه دبلنا وارسی کند. بازی‌هایی که عمومیت و شمول بسیار دارند و ...

ادامه نوشته »

درباره‌ی مرگ

مرگ، غایتی قطعی و پایانی گریزناپذیر است که داستان زندگی ما در پیوند با آن معنا می‌یابد یا پوچ می‌شود. از این رو نگریستن به آن، به‌یادآوردنش و فهمیدنش وظیفه‌ای است که جویندگان زندگی معنادار ناچارند برآورده‌اش سازند.

ادامه نوشته »